خداياusername password تو چيه!؟


بازم یه کارت دیگه تموم شد. روی میز...کنار کامپیوتر پر از کارتهای اینترنت رنگ ووارنگه که الان یک سال و نیمه که مدام یکی پس از دیگری تموم میشه و بعدشم به یه گوشه پرتاب......
username......password.....!
و یکی بعد از دیگری...آه!...دیگه خسته شدم از اینهمه  کارتهای رنگارنگ و از همه پسوردها و یوزرنیم ها!
خدایا passwordتو چیه؟خدایا  username تو چیه...؟کارت تورو از کجا میشه خرید...؟
همون کارتی که میگن نه 3 ساعته است...نه 6 ساعته...ونه 24 ساعته...
؟همون کارتی که  اگه connect بشی دیگه تا ابد وصلی و به هر کجا هم که بخوای بری معطلی نداره...!
همون کارتی که هيشکی نمی تونه فیلترش کنه!همون وصل شدنی که صدای مودمش میگن قشنگ ترین موسیقی دنیاست...صدای موزیک وبلاگش  زیباترین نوای هستیه...همونی که طراحی وبش زیباترین طراحی عالمه!همونی که نور مانیتورش به جای اینکه چشم رو داغون کنه چشم رو شفا میده و همونی که mouse ش با تمنای دل تو کار می کنه...نه با دستات!
همون چت رومی که تو همیشه توش  onlineی...بگو...بگو کجاست؟بگو کدوم مغازه ...کدوم آدم...کدوم جا...کارت تورو می فروشن...؟
من می خوام باهات چت کنم...من می خوام کانکتت بشم...
ولی می دونم یه روزی بالاخره پیدات می کنم یه روزی میرسه که به خط دلت وصل میشم...آخه همونیو که خیلی دوسش داری و همیشه واسش گریه می کنیرو تو مسنجر دلمadd کردم...
همونی که همه عالم دیوونشن!
اسمش اینقدر خشکله...اینقدر غمناکه .که تا میبینم دلم ناخداگاه می گیره.
با حالت محزونی بهم گفت:کارت فروشی خیلی بهت نزدیکه اینقدر نزدیک که تصورشم نمی کردی فقط کافیه یه سر بزنی به دلت!
آره کارت فروشیه تو دلمه و شاید  بهای اون کارت هم  دیوونگیمه عشقمه !
و امشب اون کارترو خريدم!

آره آره خريدم!وای چه اسمی چه ابهتی!الهی قربون اسمش برم!وای که چقدر اين اسمو دوس دارم!خدايا چی ميشد زودتر این یوزرو پسوردو بدی!

                                                username:حـــــــــــســـــــیــــــــن(ع)

                                                password:رقــــــــــیـــــــــــــــه(ع)
                                                  
 

                                 وقتی دلم از هر چی عشقه توی دنيا خسته ميشه

                                وقتی همه درهای عالم روی قلبم بسته ميشه

                                  ميام تو مجلس می شينم  عقده هامو وا می کنم

                                يه يا حسين مدد ميگم   اين دلو دريا   می کنم

 

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٥
تگ ها :


دلم رابساز!


شیطون وقتی می خواست آدمو فریب بده  بهش گفت بیا با هم بریم یه عشق و حالی کنیم .یه وعده بهش داد. نیومد بهش بگه یه توک پا با من بیا میخوام پدرتو دربیارم.نه!حرفای خوشگل زد. گفت من اومدم تورو خوشبخت کنم.بیا بخور... از این سیب بخور...ببین!من می خورم!تو هم بخور!
شیطون خندید . موفق شدم بابا آدم رانده شد.بالاخره گولش زدم!
و حالا از اون موقع n سال گذشته ولی هنوز شیطان هست. شیطانی که فقط یه بار به وعدش عمل کرد و اونم زمانی بود که از درگاه خداوند رانده شدو گفت:
(بر سر راه بندگانت میشینم...از چپ و از راست  نخواهم گذاشت که رستگار شوند.)
اینارو گفتم تا اینو بگم:
در قرن بیست و یکم شیطون نمیگه بیا سیب بخور!اینقدرام خل و چل نیست که از راهی وارد بشه که تابلو بشه بعدم به هدفش نرسه!
سیبای این دوره وزمونه خیلی گوشتی ترو هلویی تر شدن. خیلی زیاد!
شیطان ممکنه فقط با یه صندوق خالی بیاد جلو ت و ازت بخواد که واسش رای جمع کنی!شاید بگه بیا این یه قلم کارو انجام بده  حالا مگه چی میشه؟دنيا که به آخر نميرسه.ميرسه؟و اینطوری واسه خودش اشک مادرت (حضرت زهرا )رو وزن کنه!
شاید بهت بگه بیا سوار این ماشین شو دو قدم راه که بیشتر نیست. هم زودتر می رسی هم یه نوار گوش میکنی.هم کلی خاطره میشه و واسه دوستت تعریف می کنی. حالا سوار شو!
شاید بیاد خیلی نرم و آروم طوری که خودتم متوجه نباشی بهت بگه گور بابای هر چه نصیحته!پاشو این سی دی رو بذار جواب بگیریم.راستی یادت نره یه سری هم بزن به سایت[......]پاشو این خونه رو بساطی و از این حرفا!پاشو بذار تو کار هر چی آدم عقب مونده شلوار خمره ایه.!پاشو دیگه!
ولی یادت باشه اگه فریب خوردی دیگه اون دنیا نمی تونی بگی من نمی دونستم!
آقا!اجازه خدا .من نمی دونستم امتحان دارم. آقا تور و خدا!!!!!!!
فقط شیطون ممکنه واسه چند لحظه  به سراغت بياد و یه  جمله رو آروم تو گوشت زمزمه کنه...

((خداوند به شما به حق و به راستی وعده داد و من بر خلاف حقیقت و بر شما هیچ حجت و دلیل قاطعی نیاوردمگر به وعده های دروغ.پس امروز شما ابلهان که سخن بی دلیل مرا پذیرفتید  مرا ملامت نکنید نفس پر طمع خود را ملامت کنید.))  ابراهيم ۳۱
ابراهیم 32

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱٢
تگ ها :