بنام هشتمين رنگ قشنگ جاده رنگين کمان


گزارش لحظه به لحظه کاروان مشهد
با بچه های یاس
سر نزنید پشیمون میشین

http://www.rahpouyan.com/monasebat/84/khanevadeha/

خب این سفر هم بالاخره تموم شد  و چه بدبخته اون کسی که نتونست استفاده کنه و نتونست دلشو با امام رضا یکی کنه.موقع خداحافظی بهش گفتم آقا بعضی از سلامها ارزش خداحافظی ندارن و عجب دنیای تنگی است برای ابراز محبت.قلبم به شدت می تپید.اشک توی چشمام حلقه زده بود.نفسم به سختی بیرون می یومد وجودم مالامال شده بود از یک شادی و شعفی عظیم که با یک اضطراب و یک نوع لذتی رویاگونه همراه بود.یه غم غریبی تو دلم لونه کرده بود.دلم می لرزید..احساسم مثل یک گنجشک بی لونه ای بود که نمی دونه زیر رگبار بارون به کجا پناه ببره
.

کاش می شد فقط و فقط با یاد تو نفس بکشم وکاش می شد فقط و فقط در تو متجلی بشم

امامم حیف که خوشبختی رو نمیشه دزدید نمیشه خرید نمیشه تکدی کرد و نمیشه وام گرفت

دستامو که کاسه کردم زیر شیر آب و پاشیدم روی صورتم اون لحظه از خوشحالی اینکه توی حرم کنارتم احساس آرامش کردم..اون شبا احساس می کردم این چشمام یه جور دیگه قرمز شدن و یه جور دیگه به بی خوابی عادت کردن.

از همون شبی که از مشهد برگشتم یه چیزی به بزرگی یه پرتقال جلوی گلومو گرفته و نمی ذاره حرف دلمو بهت بزنم.و خوب می دونم که تو کسی هستی که آدما رو از جریان سکوتشون می شناسی .فقط اینو بدون که دیگه طاقت روزها و فرداهای بی تو را ندارم به خدا ندارم

میون همه عشقا گنبد طلارو عشقه
میون همه خوبا امام رضا رو عشقه
آقا خودم می دونم دل تورو شکستم
نون و نمک رو خوردم نمکدونو شکستم

http://j.domaindlx.com/yass/emamreza.swf

http://j.domaindlx.com/yass/Rahpouyan/milad.emamreza.swf

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۳
تگ ها :