هيچی ازم نپرسيد که اصلا حال و حوصله ندارم. حتی حوصله تو يکی که اومدی اينجا!

                                                                      شرمنده!

حالا خوب گوش کنيد:


وقت کفش جیرجیری ات گذشته بچه!دیگه نمی تونی کفشی پا کنی که موقع راه رفتن واست آهنگ بزنه و چراغ بگردونه!وقت بستنی خوردنت وسط خیابون گذشته بچه!کش بازی ولی لی که هیچی!وقت تالار گردی توی کودکستان و بیکاری  نیمه شباتم گذشته بچه!
چرا مثل چلچله تو شب بهاری چهچهه می زنی وقت دل ای دلت هم گذشته بچه!
بشین سرجات و عینهو برو تو قلب دیوار و بشو یه تیکه دیوار .آخه وقت هر چی اعتماده گذشته بچه!!!.دارم با خودم حرف می زنم.
به کسی چه ربطی داره.خب دلم گرفته
آخه وقت هر چی.........!!!

  آخ دلم!!!

بنام دوست!


آروم جلو اومدم و کنار غرفه یاس به جلوم خیره شدم.دستهای خسته ای رو دیدم که به سوی تو دراز شده بود به امید نیم نگاهی.دستهای بی پناهی که یقین داشتم نمیشد بی تفاوت از کنارشان گذشت!
چقدر دلم می خواست گوشهایم را بگیرمو حرفهایم را فریاد بزنم.باورم نمیشد آخرهمین دو روز پیش بود که در رخوتی عجیب دست و پا می زدم.پیوندی نبود دیگر میان خنده ها و روزهایم
ولی این روزها گویی توی خواب دست و پا می زدم. توی خواب راه می رفتم.دقیقه هایمان چه زیبا شده اند.
دیگر قلمم هم تحمل قفس را ندارد. باید بنویسم. چاره ای جز این نیست.گاهی دعا گاهی گریه گاهی لبخندی ملیح از سر آرامش
.
چه لذت بخش است تنفس در هوای  دوست!
چه دوست داشتنی اند چهره هایی که به جز یک لبخند گوشه لب هایشان و آرامشی که در دلهایشان هدیه گرفته اند چیز دیگری نمی بینی.
جمعیتی که فایلهای ذخیره شده این چند صباح زندگیشان را در ذهنشان مرور می کنند . تا شاید ناخالصیهای قبل را از هارد ذهن و قلبشان پاک کنند. سیستمهای مغرشان را عوض کرده و به قول معروف ارتقا دهند!
برنامه هایی با ورژن جدید.چقدر چقدر پنتیوم فور بودن  . آخر دیگر نمی شود به زور ویروس را به هارد دل تحمیل کرد. باید آنها را از بین برد. و ویندوزی جدید روی هارد دل نصب کرد. یک آپگرید به تمام معنی. هزینه اش را هم خودشان در این سه روز پرداخت خواهند کرد.
حالا به وضوح می شود دید انسان می تواند مثل هیچ کس نباشد و فقط خودش باشد و به خودش ببالد.
علی الخصوص آنهایی که از سالگردهای کسالت بار کلیشه ای خسته کننده با امیدی به روزنه محبتش  به سوی او آمده اند!
دیگر بر کیک تولدمان شمعی فوت نمی کنیم.چرا که کیک تولد در ضیافت دلهای معتکفین است!

راستی با بچه های کامپيوتر در اعتکاف ۸۴ ميتونين بيشتر از حال و هوا و فضای نورانی اونجا باخبر بشين!چارشم فقط يه کليک ناقابله.چرا معطلين!؟يالا ديگه....

http://www.rahpouyan.com/etekaf/etekaf84/default.asp


یا حبیب قلوب الصادقین!

 

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۳۱
تگ ها :


شوخی شوخی عاشقت شدم!


شوخی شوخی بهش نگاه کردم نگاهم کرد. شوخی شوخی بهش لبخند زدم لبخند زد. شوخی شوخی بهش گفتم دوسش دارم اونم همینو گفت.شوخی  شوخی براش گل گرفتم. شوخی شوخی زندگی رو باهاش شروع کردم.شوخی شوخی یه وقتایی به خاطرش مریض شدم.شوخی شوخی باهاش گریه کردم  شوخی شوخی باهاش خندید م  و قهقهه زدم....شوخی شوخی بهش عشق ورزیدم.شوخی شوخی عاشقش شدم. شوخی شوخی یک سال گذشت ...سه سال گذشت...5سال گذشت...شوخی شوخی بدجوری باهاش جور شده بودم...!

شوخی شوخی امشب یاد اولین روز از اون روزا گرفتم. به یاد اولین شوخی  که بهش نگاه کردم.نگاهم کرد... لبخند زدم...لبخند زد.گفتم:اولین بار چرا نگاهم کردی؟گفت:دلت خيلی پاک بود.گفتم:شوخی می کنی؟؟؟گفت:برای اولین بار جدی میگم.بغضم گرفت...بغضش گرفت.بغضم ترکید. ..برای اولین بار بهش جدی جدی نگاه کردمو و گفتم این بار فقط و فقط به خاطر خودت می خوام بیام!!!قسم به اون عظمتت به خاطر هیشکی جز خودت دعوتتو قبول نکردم!!!عبادت خاص خاص !!!نمی دونم جدی گفتم یا شوخی!؟ فقط می دونم دیگه چیزی نمونده امسال تپشهای قلبم بیشتر شده. دیگه دل گنجشکیم طاقت نداره!فقط  شش روز دیگه تا اعتکاف مونده!!!!!!!!!!وای که چه حالی میده سه روز پیشت موندن و فقط و فقط با تو.......!
 خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم واست يه ذره شده!!! 

 

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢٢
تگ ها :


يه کمی ..........!


فکر نکن نمی دونیم
می خندیدی اما دلت اسیر فوج غصه بود
سینه ات پر از درد دل و قصه های نگفته بود
چه سخته بی تو شب بشن روزای دلشوره زدن
وقتی حدیثت این باشه:رفتن و باز نیومدن
ما جوونا دوست داریم خودت اینو خوب می دونی
واسه همین هر جا بری تو قلب ما جا می مونی

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٥
تگ ها :