يه نامه

يه هديه استثنايي:

اين خاطره رو از زبان يكی از معلمها واستون نقل ميكنم:

ان روزها روز معلم بود و خب بچه ها هم يك ذوق وشوق ديگری داشتند.با اينكه بارها وبارها سر كلاس اعلام كرده بوديم كه بچه ها باوركنيد هيچ هديه ای برای ما باارزش تر از گرفتن يك نمره خوب يا يك جمله زيبا از دست شما نيست اما باز هم بچه ها ما را شرمنده می كردندو برايمان هديه می اوردند.

يك هديه ای كه من هيچ وقت ان رافراموش نمی كنم بسته روزنامه پيچ شده ای بود كه از دست يكی ازشاگردان تقريبا بی بضاعت اما درس خوان ومودبم گرفتم.بسته روزنامه پيچ شده را به خانه اوردم وكنار ديگر هديه ها گذاشتم تا سرصبر بازشان كنم.

بالاخره نيمه های شب وقتی همه اهل خانه به خواب رفتند طبق عادت هميشگی برای تصحيح ورقه های امتحانی بچه ها بيدار ماندم.مثل هميشه اول ورقه اورا صحيح كردم چون می دانستم بی غلط جواب می دهد.نمره ۲۰ را پای ان نگاشتم وسر شوق امدم تا بسته اش را باز كنم .بلند شدم وهديه اش را از لابلای ديگر هديه ها در اوردم .با احتياط ان را باز كردم وای خدای من چه می ديدم‍‍‍!يك كليات مفاتيح الجنان ومن چقدر به اين كتاب احتياج داشتم .بازش كردم  ولی ناگاه در بالای برگ اول چيزی ديدم كه از تعجب دهانم باز ماند.يك جمله ای كه با ديدن ان جمله گويی دنيا بر سرم خراب شده.اين جمله((اين كتاب دعا در تاريخ....وقف مسجد صاحب الزمان شد.))مات ومتحير ماندم .اشك از چشمانم سرازير شد.انقدر كه شب تا دم دمای صبح خواب به چشمانم نيامد ومدام اشك ريختم.

                 ــ …ــ ــ ــ ــ …ــ ــ ــ ــ ــ …ـــ ــ ــ ــ ــ …ــ ــ ــ ــ ــ ــ …ــ

اگر دلت گرفته ونمی دونی چرا؟اگر از بی وفايی دنيا وادماش حالت گرفته. اگر جوانی رو سوار پرشيا می بينی وفكر می كنی حقت رو خوردن. اگر دانشجويی يا سرباز يا مسافر و دلت واسه دست های         خسته پدر و نگاه مهربان مادر تنگ شده اگر گمان می كنی چيزی رو گم كردی وخودت هم نمی دونی چيه؟‍‍‍!

اگر می خوای داد بزنی يا بلند بلند گريه كنی ولی نمی تونی .اگر فكر می كنی دوره ليلی ومجنون سر اومده .اگر غروب جمعه ها دلت بی بهونه تنگ ميشه اگر فكر ميكنی كه تنهاترين ادم روی زمينی واگر دلت پره از حرفهايی كه به هيچ كس نمی تونی بگی واگر...

يك شب وقتی همه خوابيدن وفقط تو مانده ای وسكوت وستاره ها اخرين نامه خدارو بخون.

بخوان بنام پروردگارت.......واين جواب رو برای اخرين نامه خدا بنويس.

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱٢
تگ ها :