"در حال وهوای دوست"

غصه هاتو به ستاره ها بگو .شبايی که دلت گريه ميخواد وهيچ کس نيست که گريه ها تو ببينه.درداتو حس کنه وبا علامت سر حرفاتو تاييد کنه.

ولی اين که گريه نداره! آخی نازی تورو خدا ديگه گريه نکن.يه کمی محکم باش. يه کمی صبور باش.مهم نيست که اين روزا هيچکی حالتو نمی پرسه.يا اينکه فقط نگات می کنن واز مقابلت می گذرن.اين روزا که وقتی به ترافيکه توی خيابون به ساعت وبه ادما نگاه ميکنی دل ادم سخت می گيره .اين روزا وشبايی که دارن اروم اروم از کنارمون عبور ميکنن.

آه!فقط تو می مونی فقط تويی که غصه ميخوری.دنيای ماشينی هنوز ادامه داره.

حيف که هيچکس به حالت اون چشمات پی نمی بره.هيچکس نمی دونه که چی توی اون فکرت ميگذره.خب تقصير من چيه نميتونم نميتونم ...مگه دست خودمه دوسش دارم. روش تعصب دارم.

اما يه کمی اروم باش يه کمی به فکر واژه های جديد باش.يه کمی سعی کن مثل بچگيهات از ته دلت بخندی.بی هيچ دغدغه وبی هيچ نگرانی وغصه ای.

 يکی هست که همه چيرو داره ميبينه.شايد يه روز نوبت تو هم برسه.

 تورو خدا ديگه بی خيال شو...بی خيال مردم ودنيا...بذار هر چی ميخوان بگن.ولی من يکی که حاضر نيستم واسه دل چند تا ادم آشغال خدامو بفروشم. خدايا خيلی ميخوامت.

                      مخصوصا تو اين روزا وشبايی که قدرشون اينقدر بالاست.

 

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱۸
تگ ها :