قصه غصه هايا شايدم غصه قصه ها؟!

داشتم کتابامو مرتب می کردم که ناخواسته چشمم افتاد به دفتری که اکثر اوقات خاطرات روزانم رو در اون ثبت می کردم. و بچه هايی که به نحوی  با شعری نقاشی ای جمله ای سعی کرده بودن به نحوی  اون محبت درونی و قلبيشون رو ابراز کنن. خيلی جالب بود اگر روزی کردمت فراموش بدان شمع وجودم گشته خاموش...باز ورق زدم قسم بنام زيبايت که دائم برزبان دارم  فراموشت نخواهم کرد تا جان در بدن دارم...بعدی رو که ديگه آخرشه تازه تيرم داره....تو دلم خنديدم...چه بچه بودما همين چند روز پيش بود يکيشونو تو اتوبوس ديدم.اما ................دنياست ديگه...

بگذريم!اما يه خاطره تو همه خاطره ها بدجوری توجهم رو جلب کرد...با اينکه بارها خونده بودمش اما يه بار ديگه خوندمو و اشک ريختم. هر بار بيشتر از قبل دلمو آتيش ميزنه. و با اينکه ديگه شاگردشون نيستم اما ميگه هميشه به يادتم واست دعا ميکنم.همونی که کلی اذيتش کردم. همونی که.......... 

                                اللهم الرزقنا حلاوة مناجاتک
  هیچگاه قصه هجرت زیبا و عروج ملکوتی ملکوتیان زمینی هشت سال دفاع مقدس را فراموش نکن.قصه درد و هجرت قصه غصه های واقعی را از زندگی آنها بخوان و به دیگران نیز بیاموز که سر از افسانه های پوچ و توخالی رمانهای خارجی بیرون آورده و خاطرات واقعی حماسه سازان خونین 15-16 ساله ها را بخوانند وببینند که این اسطوره های تاریخ چه کردند که یک شبه ره صد ساله را پیمودند.آنها که نیمه شبها صدای گریه وناله هایشان در قبرهای آماده کنده شده آسمان را پر کرده بود. ضجه های جگر سوزشان صدای الهی العفوشان اشکهای چون یاقوتشان  هر قلبی را به درد می آورد که خدایا اینان چرا؟این چهره های پاک ومعصوم هنوز به بلوغ نرسیده چرا؟اینهمه اشک وناله چرا؟اینهمه گریه چرا؟فقط و فقط از شوق دیدار. گریه بر گناه نکردن چه لذتی دارد؟گویند شعیب (ع)آنقدر گریه کرد که کور شد. شفایش دادند دوباره گریه کرد.اینقدر اینکار را کرد که از او پرسیدندتو که گناه نداری چرا گریه میکنی؟فرمود:از شدت شوق دیدار خدا و عشق او!تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


هیچگاه نخواهی فهمید چرا اینهمه از نسل جوان سراپا غفلت و خواب زجر میکشم و بعضا متنفرم. مگر آنکه چون من حداقل نسل آسمانی قبل از جنگ را دیده باشی. هیچ گاه نخواهی فهمید چرا اینگونه فریاد میزنم.از روابط زشت و پر گناه حاکم بر دختران و پسران نسل جوان.مگر اینکه حداقل  آن چهره های پاک بر سیم خاردار افتاده را نگاه می کردی که همه در روح جوانی و حتی از این آشغالهای سر چهارراه و خیابانها کم سن وسالتر بودند که چگونه حاضر شدند زنده زنده ذره ذره سوراخ سوراخ ذوب شوند. برای که؟برای رسیدن به محبوب و دفاع از آن آب وخاکی که به قیمت خونهای مطهر این بچه ها به دست ما رسیده وما چگونه قدر آن جوانها را می دانیم.
خیابانهایی که به این خونهای پاک شسته و عطر آگین شده حال چگونه با قدمهای ناپاک و کثیف نامردمان آلوده گشته. نسل امروز چگونه جاپای نسل دیروز می گذارند!!!تا نیمه های شب پای فیلمهای کثیف و نسل دیروز به سجاده عبادت و نیاز .آن چشمها چه می کرد و چه می دید و این چشمها چه می بیند!نسل دیروز بر مینها تکه تکه و نسل امروز (نماز مال قدیمیهاست)و...
نسل دیروز مسابقه در عروج !مسابقه در رفتن به خط مقدم!  گریه برای رفتن به عملیات حمله و شهادت و نسل امروز گریه برای دوست دختر و دوست پسرو...!
آه.آه.که دلم از غصه می ترکد!وقتی بر قیاس مع الفارق این دو نسل مینشینم می خواهم فریاد بزنم


خواهر عزیزم!
بکوش صفات ملکوتی نسل دیروز را در خود بپرورانی . بکوش از کسانی مباش که دلهای سوخته مادران وفرزندان شهدا را سوخته تر کنی. آنهایی که آتش به قلب همسران تکه تکه شده ها می زنند با قیافه های آنچنانی در خیابانها.
می دانم که تو از تبار پاک صفاتی اما به بقیه بگو!بگو که این دلها آنقدر در غم ودرد و فراق سوخته که دیگر جایی برای سوزاندن نمانده.بگو که از فرزندانشان جز تک استخوانی بازنگشته یا پلاکی تنها!و یا در آرزوی تنها پلاکی از فرزند گمگشته شان!بگو که شبها با چه سختی کودکانشان را که بهانه بابا گرفته اند را با اشکهای پنهانی خواب می کنند. بگو که فرزندان آنها به خاطر من و شما رفتند و پودر شدند و باز نگشتند.
بگو !بگو!که همراهان آنها به خاطر من وشما بدون دست  و پا بازنگشتند و ترکشهای سوزنده و کشنده در بدنهای باز نگشته ها. تا دلهای شیمیایی و سرفه های...
همه به خاطر من و تو بوده!ای نسل در خواب!منظورم شما نیستی  ولی به دیگران بگو که به جای خواندن کتابهای آگاتاکریستی قهرمان!!و تماشای فیلمهای جنایی !برو قهرمانهای پودر شده بر مینها را نظاره کن.
گرچه فوتباال را دوست  دارم اما به جای اسوه کردن قهرمانهای فوتبال برو قهرمانهای حقیقی بر سیم خاردارها را اسوه کن.
بیا زندگی واقعی را در آیینه علی(ع) و فاطمه (س) جستجو کنیم.و مانند آنان زندگی کنیم.
بیا ما نیز با اعمالمان پا روی خونهای پاک نگذاریم. بیا ما نیز قلب علی(ع) و فاطمه (س) را نسوزانیم. بیا زندگیمان را خدایی کنیم. تا مرگمان خدایی شود.
فراموش نکن گوشی که صداهای حرام(نوارهای مبتذل) را بشنود کی صدای خدا را خواهد شنید؟!!چشمی که گناه ببیند کی جمال محبوب را خواهد دید و قلبی که مالا مال محبت غیر خدا شود کی محبت خدا را خواهد چشید؟
آنچه را از دیگران آموخته ام به تو خواهر خوبم نیز سفارش میکنم
_نماز اول وقت (سفارش آقا امام زمان
-احترام به والدین
-حداقل روزی یکبار زیارت عاشورا را خواندن
-حساب اعمال در شب

        از طرف معلمی که هر لحظه قلبش برای ديدار شما در بهشت می تپد!

 

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢۱
تگ ها :