چقدر سردم بودا!


تن آدما تن پوش میخواد و روح آدما روح پوش
هر دو محتاج لباسند لباسی که گرمشان کند  لباسی که پناهشان دهد لباسی که...
اما حیف که خیلیا اینو نمی دونن و روحشون لخت و بی لباس می مونه. و چه روحها که از سرما یخ زده اند و چه روحها که تب کرده اند و چه روحها که از بی لباسی مرده اند
تن پوش را می شود خرید .می شود قرض گرفت می شود به خیاطی سپرد  تا آن را بدوزد
روح پوش را اما از کجا باید آورد که هر تارو پودش  را باید خودت ببافی
به عشق و به اشک به داغ و به درد به صبرو به سکوت
و تازه آن لباسی را هم که به هزار غصه  بافتی اش ممکن است تنگ و کوچک شود
لباس رو ح هم چرک و چروک می شود . لباس رو ح هم پاره پوره و کهنه می شود. لباس روح هم.....و نمی دانم توانسته ام این چند روز  لباسی تمیزو همیشگی از آفتاب برای خودم بگیرم یا نه ولی عجیب گرمم. گرم گرم.
و یقینا این گرما از لباس روح است چرا که رو پوش نخ نمای وصله دارم  خیلی وقت است که گرمایی ندارد . دیگر نیازی نیست که لباسی از آتش بدوزم لباسی از آتشفشان
خب چه کنم زمستان بود و سرما بود و سوز
باید می رفتم و لباسی از آفتاب می گرفتم لباسی از عشق از گدازه از مذاب
آخ که چقدر دلتنگشم
باز این دلم هوای میخانه کرده ساقی.....

بچه ها شمام اگه سردتون بود ودلتون هوای يه روح پوش گرم کرد يه آدرس بهتون ميدم از اونجا تهيه کنيد اونم به صورت تضمينی!

روز عرفه پنج شنبه اول بهمن ماه

مکان:خيابان شهيد آقايی. ايستگاه دو زرهی

به اين آدرسم يه نگاه بندازين.طفلکی خدا

                http:// http://www.rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=2234

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۳٠
تگ ها :