نی!؟

اين که مدام به سينه ات می کوبه قلب نيست! نه نه اين ماهی کوچکيه که داره نهنگ ميشه.ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش ميده و بوی دريا هواييش کرده!

قلب ها همه نهنگانند در اشتياق اقيانوس.اما کيه که باور کنه در سينه اش نهنگی می تپه!

آدما ماهی هارو توی تنگ دوست دارند و قلب هارو تو سينه!ماهی, اما وقتی در دريا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد قلبه.هيچ کس نمی تونه نهنگی رو در تنگی نگه داره و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله ميشه و وقتی دريا مختصر ميشه و وقتی قلب خلاصه ميشه و آدم قانع!

اين ماهی کوچک اما روزی بزرگ خواهد شد و اين تنگ تنگ خواهد شد و اين آب ته خواهد کشيد.

تو اما کاش قدری دريا می نوشيدی. کاش راهی  به نامنتها می کشيدی و کاش اين قطره را به بی نهايت گره می زدی.کاش...

بگذريم

دريا و اقيانوس به کنار! نامنتها و بی نهايت پيشکش!

کاش لااقل آب اين تنگ را گاهی عوض می کردی.اين آب مانده است و بو گرفته است.و تو می دانی آب هم که بماند می گندد.آب هم که بماند لجن می بندد!

و حيف از اين ماهی که درگل و لای بلولد و حيف از اين قلب که در غلط بغلتد!

 پس يه کمی نو شو!تازه شو و گذشته هايت را رها کن!يه کمی با خودت خلوت کن و خالی باش تا دم خدا از تو بگذرد!هر چند امروز همش گريه کردم ولی راضيم! وقتی گريه می کردم يه احساسی داشتم احساس کردم شيطان همزمان می بينه و می خنده و ميگه:ديدی ديدی اين آدم با خودش چه می کنه!و صدای خنده هاش در پرده های آسمان می پيچيد.                                                  خدايا بازم ازت ممنونم!

 ما همگی نی ايم و خداوند هر روز در ما می دمد و ما را می نوازد اما بعضی وقتها اينقدر پريم از گذشته که نفس خدا از ما عبور نمی کند! پس بی خيال بقيه !خدارو بچسبيم!

       خلوت کنيم خودمان را از گذشته و خالی باشيم تا دم خدا از ما بگذرد!

 

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۸
تگ ها :