ربناواغفرلنا!

شنبه,یکشنبه,دوشنبه ...فروردین,اردیبهشت,خرداد...رجب,شعبان,رمضان...این ستونهای تکرای در سراسر تقویم که هر ساله عمر ما را تقسیم می کنند.به ظاهر همه شنبه ها حکم شنبه دارند.یکشنبه ها همه یکشنبه اند فروردین ها همه آغاز سال و مثل هم و اردیبهشت ها همه تکراری مثل پارسال.............!!!

روزها را شمردم. تمام روزهای نبودنت را.روزهای خالی از اجابتم را.روزهایی که تسبیح بین انگشتهایم سرد شد.و نفهمیدم این سردی از هراس هبوط از سرزمین اجابت به برهوت دلتنگی است یا....!!!
روزها را شمردم تمام روزهای رجب و شعبان را.پلک هایم شبیه قلب کبوتری که در مشتت گرفته باشی می زند.پلک هایم می زند در انتظار آمدن ماه اجابت...وای خدای من چقدر بغض نباریده دارم که باید گره بخورد به آسمان ربنا!

چقدر زمزمه یا سامع الاصوات !
و شايدحالا بتونی غصه هاتو به ستاره ها بگی شبایی که دلت گریه می خواد و هیچ کس نیست که گریه هاتو ببینه.درداتو حس کنه و با علامت سر حرفاتو تایید کنه.این روزا که همه دنبال حرفهای تازه هستن شنیدن یه صدای گرم یه جای امن و یه تکیه گاه محکم...این روزا که هیشکی حالتو نمی پرسه فقط نگات می کنن و از مقابلت می گذرن! این روزا که وقتی به ترافیک  توی خیابون به ساعت و به  آدما نگاه می کنی دل آدم سخت می گیره این روزایی که می گذره. آروم آروم.شب میره و صبح میشه...
فقط تو می مونی فقط تویی که غصه می خوری دنیای ماشینی هنوز ادامه داره!هیچ کس به حالت چشمات پی نمی بره هیچ کس نمی دونه چی توی این مغزت می گذره و شاید فقط یه امید داری!

باز کن در را که مهمان آمده است
درسرای عشق وایمان آمده است
با دلی پرشوق از میثاق دل
ربنا گویان به سامان آمده است
گفته ای مهمان نوازی می کنی
باز کن در را که مهمان آمده است

  
نویسنده : yaass_073 ; ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱۳
تگ ها :